نه سال گذشت .از چند سال پيش ؟
هيچ در خاطر مانده ان از يادها گريختگان؟
هي كس!هي خموده!هي بي پيكر تپنده قلب!
خستگانيم خفته در تابوت خويش وياد دستها در دستها فريادها و كوبنده پاها گويا برتن دژخيم.
اينك" چه مانده بر جا جز مشت خاطراتي در خاطري شكسته"؟
وبازو بندسياه سوگ وحسرت جانهاي خسته .
ما را چه ميرود؟ نه بر ما چه رفت ؟ اختركاني سوخته برتنگ اين خاك با يادهايي از خاطر گريخته و ياران پراكنده و دهان هاي پر زخاك گور يا خموشي فرقي نمي كند!
پايان انسان است يا ايران؟
آيا كسي هست از گونه هاي رنگ پريده مان نيشگون هشياري بگيرد؟